وقتی که طارق طیب محمد بن بوعزیزی جوان دستفروش تونسی در 17 دسامبر 2010 مقابل ساختمان فرمانداری شهر سیدی بوزید خود را به آتش کشید اعتراضات مردمی شعله گرفت و بیداری میان ملت ها و خیزش ها و انقلاب های آنان به مصر، یمن، بحرین و... سرایت پیدا کرد سؤال کلیدی و راهبردی و بسیار مهم در تحلیل حرکت های این انقلابهای عربی که به لطف بیداری اسلامی شکل گرفته بود این بود که ملت های منطقه و نخبگان و سیاستمدارانشان چه مدلی را برای آینده حکومت خود برمی گزینند و از چه روش و منشی در برپایی حکومت شان الگو می گیرند؟.
این سؤال در واقع چالش اصلی میان قدرت های غربی و خیزش و خروش ملت های منطقه را نمایان و عیان ساخت به خصوص که ملت های منطقه و مردم خاورمیانه خواستار دموکراسی به شیوه غربی نبوده و نیستند عامل انقلاب ها در خاورمیانه درد و رنج و تنفری و دوری از اسلام بود که سالها در دل مردم منطقه انباشته شده بود.
شعار لاشرقیه، لاغربیه؛ اسلامیه اسلامیه از جمله شعارهایی هست که خواسته آحاد مردم منطقه و در همه انقلابها بوده و می باشد که تنفر از سیاست های آمریکایی و صهیونیستی و انگلیسی را در بین ملت های منطقه نشان می دهد و از سوی دیگر مردم بر عملیاتی شدن شریعت اسلامی در شکل گیری حکومت و تدوین قانون اساسی جدیدشان تأکید و تمرکز می کنند هر چند راهبرد اصلی و علنی آمریکایی ها در منطقه، جلوگیری از الگوهای حکومتی است که قابلیت چالش با سیاست های چپاولگرانه آمریکا را داشته باشد.
شعارهای مردم کشورهای عربی نشان می دهد که آنها دیگر پذیرنده حاکمیت پنهان و آشکار غرب بر کشورشان نمی باشند و باید روابط آنها بر اساس الگوی جدید تعریف شود این پدیده تبلوری از گسترش نگاه کاملا ایرانی در منطقه است که هراس غرب را به همراه داشته است.
در حالی که آمریکا به صراحت اعلام می کند بشار اسد رفتنی است و دمشق سقوط می کند این اتفاق نمی افتد حال ازشما سوال می کنیم: بگوئید کدام الگو تهدید کننده منافع رژیم نامشروع رژیم صهیونیستی و منافع جنایتکارانه امریکا می باشد پاسخ روشن است الگوی جمهوری اسلامی برگرفته از انقلاب اسلامی ایران این قابلیت و توان را دارد که به صورت مستقل سیاست های آمریکایی و صهیونیستی را به چالش بکشد و در صحنه تحولات اخیر منطقه این مسئله به خوبی مشاهده می شود که ایران دست بالا را دارد به خصوص که تحولات اخیر منطقه به وضوح و آشکارا یک موضوع را ثابت کرد و آن شکست مدل اسلام آمریکایی- سلفی در منطقه بود که بار دیگر الگوی جمهوری اسلامی را در کانون توجهات و تحلیل ها قرار داده است.
اکنون برای آمریکا این مهم است که چطور می شود الگوی جمهوری اسلامی این دشمن قدر قدرتش را که با خواست و فطرت ملت های مسلمان و آزادیخواه جهان همخوانی دارد را به حاشیه ببرد؟ راهبرد اصلی و مهم آمریکایی ها در منطقه در درجه اول این است که نمی خواهند الگو و مدلی از حکومت ها با قابلیت چالش با سیاست های آمریکایی در منطقه شکل بگیرد و الهام بخش دیگر کشورها باشد که در این زمینه از ایران شکست خورده است و زشت تر آنکه قول دادن آقای اوباما در صدر اخبارشان به پادشاه عربستان برای نابودی سوریه چیزی جز مسخرگی برای اوباما و پادشاه عربستان ندارد.
به عنوان مثال بزرگترین ضربه آمریکا به ایران و مقاومت فقط در همین مدت دو سال و اندی گذشته، یک سازماندهی و تدارک گسترده و توطئه ای بزرگ از سوی جبهه غربی- عربی- ترکی و عبری علیه سوریه صورت داد تا دولت سوریه به عنوان حلقه ای از جبهه مقاومت و خاکریز اول جمهوری اسلامی در منطقه سقوط کند ولی برخلاف اراده قدرت های استکباری، و همچنین ظرفیت هایی که به خاطر بیداری اسلامی در بین ملت های عرب آزاد شده بود بشار اسد و دمشق مقاومت و ایستادگی کردند.
و اینک بررسی تحولات منطقه نشان می دهد گسترش نفوذ سوریه و ایران و مقاومت روز به روز زیادتر می شود که مهمترین آن ورود حزب الله به صحنه سوریه و پیشروی های هر روزه ارتش سوریه و گرفتن شهر بسیار استراتژیک القصیر است که مطمئنا مستشاران نظامی اکثر تروریست ها را تا چند ماه دیگر به حاشیه مرزها خواهند راند و دیگر خطری برای نظام سوریه به حساب نخواهند آمد و مطمئنا با ریاست جمهوری سال2014 در سوریه و انتخاب مجدد بشار اسد همه این عناصر تروریست و یا مخالفانی که با اینها بیعت کرده اند به زباله دانی تاریخ خواهند رفت.
آنچه که قابل دقت و توجه ویژه است اینکه آمریکایی ها که سالهاست به دنبال مهار الگوی جمهوری اسلامی در منطقه بوده اند باز هم شکست بد دیگری از ایران خورده اند چرا که پرونده ایران و اولویت ایران همواره در سه دهه گذشته روی میز کاخ سفید بوده است و روسای جمهور امریکا در این سی و سه سال مهمترین مشکل شان جمهوری اسلامی بوده است ولی اینک در اوج گرفتن تحولات منطقه، و در بستر بیداری اسلامی به رهبری ایران در جبهه مقاومت، و به خصوص الهام بخشی الگوی جمهوری اسلامی در بین ملت های منطقه، ایران این قابلیت را پیدا کرده است که در برابر هژمونی آمریکا قرار بگیرد و او را ضربه کند و این جز قدرت اسلام و خواست خداوند نیست که دشمنان نظام مقدس جمهوری اسلامی و مقاومت منطقه را این چنین خوار و ذلیل می کند.
آمریکایی ها نمی توانند بفهمند که مشکل و چالش اصلی آنها اسلام ناب است اسلامی که در صحنه اجتماع و سیاست، راهبردها و سیاست های سلطه طلبان امریکائیان را به چالش می کشد و همه سیاست ها و سناریوهای واشنگتن را نقش بر آب می کند از ابتدای تحولات منطقه در بستر بیداری اسلامی، بارها و به کرات رسانه های صهیونیستی و مقامات شیطان صفت و کودک کش این رژیم به این مسئله عجز آلود اذعان کردند که خطر پیش روی ما، الگوی جمهوری اسلامی است.
این نشان می دهد که انقلاب اسلامی توانسته با قدرت نرم خود در میان جهان اسلام عمق پیدا کند در ادبیات سیاسی دو واژه را به کار می برند، یکی بازتاب انقلاب است و دیگری صدور انقلاب، انقلاب های بزرگ و از جمله انقلاب اسلامی ایران حتی اگر نخواهند، بازتاب پیدا می کنند و به مرز های خود محدود نمی شوند ماهیت، نوع شکل گیری و پیروزی، ایدئولوژی و رهبری آنها سبب می شود زلزله ای که در داخل به راه می اندازند، در مرز ها متوقف نشود برای همین یکی از پرسش هایی که پس از وقوع انقلاب های بزرگ مطرح می شود، این است که انقلاب بعدی کجا خواهد بود؟.
ایران به دلیل پیام و ارزش هایی که بر آنها تأکید می کند، توانسته در جهان اسلام و امت اسلامی الگو باشد و عمق راهبردی ایران از اینجا نشات گرفته است، معنویت انقلاب اسلامی میان ملت های منطقه محرز است و حضور مردم در مقاطع مختلف در این عرصه ها تعیین کننده بوده است.
حمایت توده های مردم و نفوذ قدرت نرم جمهوری اسلامی در جغرافیای جهان اسلام، مصونیت دیگری را برای دفاع در مقابل قدرت نرم و سخت ایران و مقاومت ایجاد کرده که غرب علیه این انقلاب اعمال می کند، با وجود اینکه همه رسانه های جهان در انحصار آن هاست و هر طوری که بخواهند، بازی می کنند، اما نهایتاً آن طور نمی شود.
در آخر باید گفت انشالله اگر الگوی پیشرفت انقلاب اسلامی ایران محقق شود، یک نظام معنایی متفاوت با نظام معنایی مسلط بر جهان امروز را شکل می دهد تمدن مسلط غرب دارای نظام معنایی مبتنی بر اصالت ماده است که از درونش اصالت انسان و سود و لذت او بیرون می آید تفکر ایران اسلامی، اما تمدنی را می سازد یا جست وجو می کند که همزمان ماده گرا و معناگرا است یعنی به همان اندازه که دغدغه دنیا و رفاه انسان را دارد، دغدغه آخرت و معنویت او را نیز دارد این یک نظام معنایی جدید است که می تواند مبنای تمدنی نوین قرار بگیرد.
در فضای بیرونی ایران در جهان اسلام، هیچ آفت و آسیبی به اندازه شکاف مذهبی آسیب زننده به عمق راهبردی ما نیست رقیبان و دشمنان ما از ابتدای پیروزی انقلاب تلاش کرده اند بر این شکاف ها که متأسفانه در سال های اخیر به دلایلی گسترش بیشتری هم پیدا کرده، فشار بیاورند ولی در مقابل آنها هم الگویی به نام ایران را دارند که با دوری از امریکا و غرب توانسته به پیشرفتهای روز جهان دست یابد، در حالی که هم زمان موقعیت جهانی آن نیز ارتقاء یافته است.