سفارش تبلیغ
صبا ویژن
[ و او را از ایمان پرسیدند ، فرمود : ] ایمان بر چهار پایه استوار است ، بر شکیبایى ، و یقین و داد و جهاد . و شکیبایى را چهار شاخه است : آرزومند بودن ، و ترسیدن ، و پارسایى و چشم امید داشتن . پس آن که مشتاق بهشت بود ، شهوتها را از دل زدود ، و آن که از دوزخ ترسید ، از آنچه حرام است دورى گزید ، و آن که ناخواهان دنیا بود ، مصیبتها بر وى آسان نمود ، و آن که مرگ را چشم داشت ، در کارهاى نیک پاى پیش گذاشت . و یقین بر چهار شعبه است : بر بینایى زیرکانه ، و دریافت عالمانه و پند گرفتن از گذشت زمان و رفتن به روش پیشینیان . پس آن که زیرکانه دید حکمت بر وى آشکار گردید ، و آن را که حکمت آشکار گردید عبرت آموخت ، و آن که عبرت آموخت چنان است که با پیشینیان زندگى را در نوردید . و عدل بر چهار شعبه است : بر فهمى ژرف نگرنده ، و دانشى پى به حقیقت برنده ، و نیکو داورى فرمودن ، و در بردبارى استوار بودن . پس آن که فهمید به ژرفاى دانش رسید و آنکه به ژرفاى دانش رسید از آبشخور شریعت سیراب گردید ، و آن که بردبار بود ، تقصیر نکرد و میان مردم با نیکنامى زندگى نمود . و جهاد بر چهار شعبه است : به کار نیک وادار نمودن ، و از کار زشت منع فرمودن . و پایدارى در پیکار با دشمنان ، و دشمنى با فاسقان . پس آن که به کار نیک واداشت ، پشت مؤمنان را استوار داشت ، و آن که از کار زشت منع فرمود بینى منافقان را به خاک سود ، و آن که در پیکار با دشمنان پایدار بود ، حقى را که بر گردن دارد ادا نمود ، و آن که با فاسقان دشمن بود و براى خدا به خشم آید ، خدا به خاطر او خشم آورد و روز رستاخیز وى را خشنود نماید . و کفر بر چهار ستون پایدار است : پى وهم رفتن و خصومت کردن و از راه حق به دیگر سو گردیدن و دشمنى ورزیدن . پس آن که پى وهم گرفت به حق بازنگشت ، و آن که از نادانى فراوان ، خصومت ورزید ، از دیدن حق کور گشت ، و آن که از راه حق به دیگر سو شد ، نیکویى را زشت و زشتى را نیکویى دید و مست گمراهى گردید ، و آن که دشمنى ورزید راهها برایش دشوار شد و کارش سخت و برون شو کار ناپایدار . و شک بر چهار شعبه است : در گفتار جدال نمودن و ترسیدن و دو دل بودن ، و تسلیم حادثه‏هاى روزگار گردیدن . پس آن که جدال را عادت خود کرد ، خویش را از تاریکى شبهت برون نیاورد ، و آن که از هر چیز که پیش رویش آمد ترسید ، پیوسته واپس خزید ، و آن که دو دل بود پى شیطان او را بسود ، و آن که به تباهى دنیا و آخرت گردن نهاد هر دو جهانش را به باد داد . [ و پس از این سخن گفتارى بود که از بیم درازى و برون شدن از روش کارى که در این کتاب مقصود است نیاوردیم . ] [نهج البلاغه]
منطقه و بیداری اسلامی
 
 RSS |خانه |ارتباط با من| درباره من|پارسی بلاگ
»» ای کاش قدر را قدر بدانیم

وقتی اساس‏ نامه معبود بر حیات بندگان ابلاغ می‏شود، آن‏ گاه که آئین ‏نامه زندگی در ساحت اسلام اعلام می‏شود و شبی که قانون اساسی عُبودیت، در خلوتی محض میان رب و بنده، وضع شود، قدر تجلی می ‏یابد و به درستی که قدر، مجال ادراک فضیلت است و فرصت تحصیل نور، باشد که آن را قدر بدانیم.

و ما چه می‏دانیم که قدر چیست، کسی چه می‏داند در پس این شب عمیق، چه روشنایی لم‏یزلی ساطع است؟! کسی چه می‏فهمد روزنه‏های بالغی را که از سقف این شب بی‏نظیر قد کشیده‏اند؟! کسی چه می‏بیند احوال متعالی کاینات را در پس این انزال روحانی و سپس مدهوشی خلایق را در شوق ورود کلام‏اللّه بر عرصه جهان!

این شب از هزار شب، گران ‏قدرتر و برتر از هزار ماه است، فرصتی است مساوی غروب امشب تا طلوع صبح فردا، مثل تمام شب‏های دیگر، ولی این طلوع کجا و آن طلوع‏ها کجا؟! صبح فردا، صبح رویش زمین در مضمون وحی است؛ صبح شکوفایی لهجه ملکوت در زبان خاک؛ پس ارزش این شب، بالاتر از هزار برابر دیگر شب‏هاست، و خوب می‏دانی که در محاسبه خالق، اسراری فراتر از فهم مخلوق، جریان دارد، پس سکوت، زیباترین نشانه معرفت خواهد بود

شب حلول ملائکه است و روح، سلام بر همه فضایل امشب، به اذن پروردگاری که بشر را به مقصد تکامل آفرید و جهت داد، ربی که عرصه ربوبیتِ خود را عمومیت بخشید تا راه بندگی بر همگان گسترده بماند، و سلام بر همه فضایل تا طلوعی که در بهشت به تماشایش خواهیم نشست

 

بارالها شب قدر و فرود آسمانیان است و تو خود خوب می دانی که دست گنه ‏کار ما کوتاه‏تر از آن است که به آسمان برسد و این بود که شبی آسمانیان را به زمین فرود آوردی تا میهمانان تو از برچیدن میوه‏های آسمان بی‏نصیب نمانند.

بارالها، شرح مبسوطی از گناهان خود را در دست گرفته‏ام تا در عیدگاه تو که همان شب‏های قدر است، لبیک‏گوی من باشی که در بیغوله‏های بی‏قراری خود، جز بن‏ بستی از دیوارهای ناامیدی، چیزی با خود ندارم، ای خدای علی، نیمه ‏شبان، فانوس امید را در خرابه‏های جانم با قرص نانی از بخشش خود، به من برسان که چشم به راهم.

بارالها دعا از تو اجابت هم از تو؟ ما به ناتوانی خود معترفیم و اینکه رفیقِ نااهلِ خویشتنِ خویش بوده‏ایم، روزی، یوسفِ جان را به رسم امانت، در کالبدم دمیدی و اکنون به چاهِ نفسِ خود چنان گرفتارم که هیچ اراده‏ای جز مشیّت تو، توان رهایی‏ام را ندارد، تنها امیدم به مطلع‏الفجر است، تا کاروان شب‏های قدر تو، دَلوی در بیابانِ جانم بفرستد و ذلت مرا به عزت مبدل کند

امشب شب قدر، و شب احیای دل است و ما در میان صفحات جوشن کبیر دنبال توایم، قرآن را بر سر می‏گیریم تا آتش برخاسته از درونمان، جهان را نسوزاند، یا مدبر الاُمُور یا باعثَ مَن فی القُبُور، چگونه قاری سوره قدر باشم، حال آنکه از شناختن قدر تو غافل هستیم و چگونه در معنای سوره عنکبوت، تو را دریابیم، حال آنکه خود اسیرترین بنده در تار غفلت خویشم؟!

و در این میان، نام علی علیه‏السلام چونان خورشید، بر دریایِ سرخِ اندوهِ جانمازها و شبستان‏ها می‏تابد، غروب است یا شب؟ چه زود سحر در راه است، امشب، همان شبی است که در انتظارش بودی مگر چیزی به تو نهیب نمی‏زد که برگردی و رویِ کویر فقیرِ گناهانت، خطِ پشیمانی بکشی، امشب، همان شب است که می‏شود در آن تمام روزهای سیاهت را ورق بزنی، شاید امشبِ پیمودن راه‏های صد ساله به یک شب تمام شود.

چقدر درک شب قدر برای من سعادتمندانه است، به خصوص که شهادت مولایمان هم هست کاش می‏توانستم تمام لیالی قدر را در آغوش مهربان سرورمان باشم و تا سحر، بی ‏وقفه گریه کنم، شب‏های تو، روشن‏تر از روزهای بهشت‏اند، در پیچ و خم کوچه‏های روشن کوفه، می‏توانم خودم را پیدا کنم، نمی‏دانم جنس شب‏های تو را خداوند از کدام شب‏های بی‏همتایی آفریده است، اگر تو نبودی، هیچ ‏گاه به خودم نمی‏رسیدم؛ همان ‏گونه که به خدا.

خدا کند که قدر این شب‏ها را بدانیم، شب‏های قدری که قدر آدم‏ها بلندتر از آسمان هفتم می‏شود، شب‏هایی را که خداوند، با چراغ‏های ستاره، روشن‏تر از خورشید می‏کند، شب‏هایی که به روزهای روشن بهشت می‏رسند، شب‏هایی که در آستانه نجات آفریده شده‏اند.

دری از این شب‏ها، به کشتی نجات نوح می‏رسد و دری دیگر، به وادی ایمن، هر کس قدر این شب‏ها را بداند، راهی به خانه خورشید خواهد یافت و با چراغ خورشید، هیچ شبی در دل ظلمت، گم نخواهد شد.

ای پروردگاری که شب‏های قدر را برای پرنده شدن ما آفریده‏ای، سپاس می‏گوییم تو را و اشک می‏ریزیم از همه گناهانی که کرده ایم و راههای خطایی که رفته ایم و این را خوب می دانیم ‏که اگر شب‏های قدر تو و مهمانی آسمانی ات نبود، نمی‏توانستم با لبخند، در قیامت سرمان را بالا بگیریم، بارالها شاکریم از مهربانی تو که شب‏های قدر را برایمان آفریدی تا دست‏های سیاهمان را در رودهای زُلال اشک بشوییم.

با اینکه دلم می‏لرزد اما پاهایم را استوار بر پلکان توبه می‏گذارم و تا آستانه بخشش بی‏کران خداوند می‏آیم و از پله‏های لغزنده غرور و گناه رو می‏گردانم، چشم‏هایم که به اشک می‏نشینند، لبخندهایم را فرشته‏ها می‏نویسند، و دعاهایم پرنده‏هایی می‏شوند و تا آسمان هفتم پرواز می‏کنند.

در این شب‏های قدر تمام دنیایم را سراسر آبشارهای شفاعتت می‏شویم تا لحظه‏های معصوم را بتوانم لمس کنم، شب یگانه‏ای است؛ شب بی‏بدیلی است و تمام تمنایم، دست به سرکردن خواب است و به پای درگاهت تا سپیده صبح، اشک شدن است، راه من امشب به این بستر بیهوده باز نخواهد شد.

پروردگارا، من عذرخواه تمام گذشته‏های غفلت خویشتنم؛ گذشته‏هایی که مغرور و متکی به رحمت تو، دست در دست ابلیس می‏گذاشتم و از تو دور می‏شدم، گذشته‏های عصیان و سرپیچی که همه از غفلت و نسیان من بال و پر می‏گرفت و مرا در پیشگاه لطف تو، گستاخ‏ تر می‏کرد، خداوند بزرگ دست‏های توبه ‏کارم را بگیر

و در این شب معصوم، این سرآغاز دوباره تقدیر، تو را سوگند به بلندایِ قدری که بر قامت این شب دوخته‏ای، دست‏های توبه‏ کارم را مستجاب کن و بار دیگر، در مغفرتی مقدر، یاورم باش تا خود را از سر بگیرم.

در این شب تقدیر، برهنه‏ام، برهنه از تمام نیکی‏ها و بی‏گناهی‏ها، زیر سقف بلندِ این شب، این شبِ آرزومندی، نشسته‏ام و سجاده ساکتم را فرمانروای دلم کرده‏ام اشک‏هایم آن قدر بی‏قرارند که دست بردارِ سجده‏های طولانی ام نیستند، باید امشب خود را از این بغض‏های تلنبار قدیمی رها کنم، باید تکلیف تقدیرم را با اشک‏های پشیمان و عذرخواه، به زلالی رقم بزنم، بارالها از آن بالا به این «العفوِ» قرآن به سر، به این الغوث نفس ‏بریده، مهربان‏تر نگاه کن تا سرنوشت پیش رویم به یُمن عنایت امشبت سربلند شود.

خدا پیش رویم نشسته و بغض‏های یتیمم را به دامن گرفته است. آه، خدایا از تو جز خودت هیچ نمی‏خواهم، نزدیکِ من بمان، نگذار که در بیراهه‏ها، دست‏هایم از دستِ هدایت تو رها شود مثل همین امشبِ استجابت، مثل همین لیلة‏القدر وصال، همیشه دعاهایم را به آغوش قبول خویش بگیر و مرا پذیرا باش.

امشب، شبِ میهمانی رازها است، چگونه خواب، سرزمین چشم‏هایم را فتح کند، وقتی که به استقبالِ واژگانِ نور می‏روند؟! امشب پنجره‏ها ستاره می‏چینند تا جوشن‏کبیر، با تمام عظمتش آغاز شود، امشب، شب یلدایِ روح است، یلدایی که مقیاسش زمینی نیست، یلدایی که هیچ یلدایی به ارزش یک ساعت آن هم نمی‏رسد حال آنکه هم‏وزن هزار ماه است. 

امشب، تمام فرشتگان آسمان، با کسی که قرارِ زمین است وعده دیدار دارند، چه بزمی است در زمین و چه شوری است در آسمان و نردبان دعا چقدر شلوغ است! دست‏ها چونان مزارع آفتابگردان، بلند شده‏اند و کهکشان‏ها را می‏کاوند، خاک، به شدت به افلاک نزدیک است و الغوث الغوث، پروانه پروانه از رویِ انگشت‏ها به سوی دوست پر می‏زن، دهان‏ها بویِ ذکر می‏دهند و کلیدهایِ بهشت همه جا پخشند

امشب، وزنِ مهربانی پروردگار رویِ دوش تمام ثانیه‏ها و دقیقه‏ها سنگینی می‏کند و تو در برابر این همه رحمتی، مگر نه این است که خداوند رویِ دلت منت گذاشته است؟! پس دستمال اشکت را بردار و آیینه دلت را پاک کن امشب به میهمانی نور می‏رویم .

امشب سقف ملکوت، باز می‏شود و هزار هزار فرشته به سمت تو، من و همه می‏آیند؛ «تُنَزَّلُ المَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ» این دقایق خوشبو دیگر تکرار نمی‏شود، پس باید دست‏هایت را باز و سخاوت خدا را لمس کنی، امشب، همه جا پر است از اشارات خدا از امشب تصمیم بگیر خدایی شوی.

من اهل زمینم، خاکی، بی کس و بی ریا شاید هم با ریا نمی دانم که چه هستم ولی می دانم که دلی دارم که سرچشمه و نشآت گرفته از دلی پاک است و سبب شده تا پاکی همواره همراه من باشد حتی در اوج گناه و شاید هم همین دل باعث می شده که گاه گاه دست از گناه بردارم .

ای خدا این شب ها می خواهم با دلی پاک به درگاه تو آیم و در مورد چیز هایی که می دانی و از آنها آگاهی اعتراف کنم و با پای خود به درگاه تو آیم تا شاید از جرم من بکاهی و شک ندارم که اینقدر خوبی که وقتی حلقه زدن اشک را در چشمانم احساس می کنی می فرمایی : ای فرشتگان من گناهان او را مانند بچه ای که از نو متولد شده است بریزید که من طاقت گریه بنده ام را ندارم این همان بنده ایست که هنوز هم با تمام گناهانش امید فضل مرا از دست نداده و دست نیاز به سویم دراز کرده است دستهایش را خالی نگدارید.

هر چه قدر از فضل تو بگوییم می دانیم بسیار اندک است می دانیم به ما فطرتی پاک و روحی صیقل داده شده داده ای و ما قدر این نعمات را ندانستیم و بجای سیرت پاک سیرتی آلوده را به درگاه تو آورده ایم ، ولی ای خدای بزرگوار این بار هم زما در گذر.

ای محرم راز با دل پر سوز و گداز آمده ایم تا به شب قدر حلقه گمشده انسانیتمان را بیابیم که مگر سالک راه تو شویم ای خدای بی نیاز با عطش و عشق و نیاز آمده ایم تا به حق بهترین بندگانت و به حق سید رسولانت و به حق ناله های عصمت عالم ما را هم رنگی الهی بزنی تا خدایی خدایی شویم.

به میانه ماه خدا نزدیک شده ایم و نوای رحمت ایزدی به گوش می رسد، در قلب زمان اعظم ملائکه آسمان بر زمین می آیند تا بالهایشان را فرش پای ملکوتیان کنند، آمدند تا تو را بخرند، آیند تا تو را نزد آن معبودی ببرند که خریدار هر یوسف بد سرشت است.

شب قدر، خدا به دنبال بهانه ای است برای بخشش بندگان و تقدیر امور سال در این شب صورت‏ مى‏گیرد، و فرشتگان و روح که اعظم فرشتگان الهى است در این شب به اذن پروردگار به زمین فرود مى‏آیند، و به محضر امام زمان(عج) مى ‏رسند و آنچه را که براى هر فرد مقدّر شده بر آن حضرت عرضه مى‏دارند

امشب شب قدر است و ما را بر عظمت و شناسایی آن راهی نیست، تنها می توان در زیر باران رحمت لیله القدر ایستاد تا برما ببارد و جانهایمان را از آب زلال خود شست وشو دهد و پاک سازد، شب قدر، شبی است که در عرصه آن انسان، ره صد ساله را یک شبه طی می کند شب عفو است ومحتاج دعاییم، زعمق دل دعایی کن برایم.

بارالها تقدیر ما را در این شب قدر بگونه ای رقم بزن که در دنیا و آخرت، بالاترین افتخار ما شیعه بودن ما باشد، شیعه ی واقعی حضرت امیرالمومنین حضرت علی (ع) همین و بس.

 

 



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » داریوش احمد رضا بهمنیار ( شنبه 92/5/5 :: ساعت 4:24 عصر )
»» لیست کل یادداشت های این وبلاگ

اسرائیلیان غاصب و آواره یهودی
تعریف ناقص از حقیقت لیبرال دموکراسی
مرز میان حق و باطل یک تار موست
اسرائیلیان غاصب و آواره یهودی
مرز میان حق و باطل یک تار موست
باید راه واقعی امام راحل را ادامه داد
تحمل عُسرت و تنگدستی
انقلاب اسلامی ایران نمادی از قدرت و اراده خداوند
برجام دندان دردِ ملت انقلابی ایران است
به حیرتیم که ای خاک پیر با برکت ، چقدر از دل سنگت جوان درآوردیم
برای مبارزه با ام الشیطان سلاحی دو دَم لازم است
[عناوین آرشیوشده]

>> بازدید امروز: 151
>> بازدید دیروز: 121
>> مجموع بازدیدها: 221235
» درباره من

منطقه و بیداری اسلامی
داریوش احمد رضا بهمنیار
سی سال قبل امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) از میان ما رفت با شکوهی بزرگ و بی نظیر، ما مردم ایران او را تشییع کردیم و این اندوهی بزرگ بر دل هایمان برجای گذاشت اندوهی برای ما و شادی برای او، چرا که مرگ حق است و بازگشت به سوی پروردگار، اما ما مردم ایران مومن ترین بنده خدا در زمان معاصر را از دست دادیم. همه ما روزی از این دنیا خواهیم رفت و بیشتر گناهان ما از آنجاست که این واقعیت بزرگ یعنی مرگ را فراموش می کنیم هزاران انسان از اول پیدایش آمدند که حال نشانی از آنان نیست برخی انسان ها به راه راست هدایت یافتند و برخی نه، چند صباحی دیگر قطعا هیچکدام از ما نیز در این دنیا نخواهیم ماند و به سرای دیگر خواهیم رفت پس باید بکوشیم در کار نیک که تنها چیزیست که با خود خواهیم برد و از تاریخ عبرت بگیریم که کسانی که از گذشتگان خود پند نگیرند خود عبرت دیگران خواهند شد. این که بر رفتن امام راحل بگرییم موجه است اما این تمام دِینِ امام راحل بر گردن ما نیست بلکه تداوم و ماندن در راه او که راه خداست اصل است اینک حضرت آیت الله خامنه ای (مد ظله العالی) رهبر عظیم الشأن مسلمانان جهان و جانشین امام راحل، راه او را که همان راه خداست را ادامه می دهند و مسلمانان همه عالم را بر زمین سرافراز خواهند ساخت تا نظام جمهوری اسلامی به عنوان یادگاری در تاریخ بشر از حکومت مقتدر الهی بر زمین باقی بماند. آمریکائیان می گویند تحریم هائی که علیه ایران به کار بردیم در تاریخ جهان بی سابقه است و هر کشوری را ظرف چند سال از پا در می آورد با منطق معمول حرف آنها درست است اما انقلاب اسلامی با خواست و اراده خداوند و بر اساس الهام او شکل گرفته و قرار نیست نشان دهنده حداکثر توان یک رژیم چپاولگر زورگو باشد بلکه برای نمایش عظمتِ قدرت پروردگار عالم شکل گرفته است، اینک زمانی است که خداوند لطف و رحمت خود را شامل انقلاب اسلامی ما کرده است تا نشانه هائی از عظمت خود را بر ما نمایان سازد، در آنجا که تدبیر عقل انسان و قدرت او به انتهای خود برسد عظمت اعجاز انقلاب اسلامی نمایان می شود، امروز خداوند می خواهد این انقلاب را به پیروزی برساند تا نمونه ای باشد از حکومت الهی بر زمین که با اعجاز او همراه شده است بزرگی از آن خداست و سپاس او را که هوشمندترین و مقرب ترین بندگانش را به رهبری ما گمارده است. باید راه واقعی امام راحل را ادامه داد

» پیوندهای روزانه

تابناک [2]
انتخاب [2]
پایگاه خبری انقلاب نیوز
شبکه اطلاع رسانی دانا
موسسه فرهنگی راسخون
نقل قول - وبلاگ نویسان خوزستانی
پایگاه خبری مشهد پیام [1]
شبکه خبری تحلیلی تیتر یک [1]
پایگاه خبری لنگر نیوز
ظهور
وب سایت خبری تحلیلی رصد [1]
وبلاگ نویسان خراسان رضوی [3]
سواد رسانه ای ایرانیان [1]
وبگاه جوان انقلابی [1]
پایگاه خبری شلمچه نیوز
[آرشیو(16)]

» فهرست موضوعی یادداشت ها
برجام برای برداشتن تحریم ها بوده . جریانی منحرف از انقلاب اسلامی . دل به عشق زنده می ماند عشق به امام خمینی (ره) . حضرت فاطمه (س) مصمم برای شهادت در تکلیفی الهی[-1] .
» آرشیو مطالب
پاییز 86
زمستان 1386
بهار 1387
مرداد 87
شهریور 87
تابستان 1387
خرداد 88
شهریور 89
آذر 89
دی 89
بهمن 89
اسفند 89
فروردین 90
اردیبهشت 90
خرداد 90
تیر 90
مرداد 90
شهریور 90
آبان 90
آذر 90
دی 90
بهمن 90
اسفند 90
فروردین 91
اردیبهشت 91
خرداد 91
تیر 91
مرداد 91
شهریور 91
مهر 91
آبان 91
آذر 91
دی 91
بهمن 91
اسفند 91
فروردین 92
اردیبهشت 92
خرداد 92
تیر 92
مرداد 92
شهریور 92
مهر 92
آبان 92
آذر 92
دی 92
بهمن 92
اسفند 92
اردیبهشت 93
فروردین 93
خرداد 93
تیر 93
مرداد 93
تابستان 93
پاییز 93
زمستان 93
تابستان 94
پاییز 94
زمستان 94
بهار 95
تابستان 95
پاییز 95
زمستان 95
بهار 96
تابستان 96
پاییز 96
زمستان 96
بهار 97
تابستان 97
پاییز 97
زمستان 97
بهار 98
تابستان 98
پاییز 98
زمستان 98
بهار 99

» لوگوی وبلاگ


» لینک دوستان
تابناک
خبرگزاری فارس
شبکه العالم
عمارنامه
پایگاه خبری فرهنگ نیوز
رجا نیوز
جام نیوز
پایگاه خبری فاش نیوز
پایگاه خبری بولتن نیوز
پایگاه تحلیل خبر باصر
پارس نیوز
مشرق نیوز
شبکه خبر
شبکه دانا
جوان انقلابی
خیبر آنلاین
ادیان نیوز
انقلاب نیوز
روایت نو
بسیج پرس

» صفحات اختصاصی

» لوگوی لینک دوستان



» وضعیت من در یاهو
یــــاهـو
» طراح قالب